الوان رنگ افروز فرنام
گروه خبري : عمومی
تاريخ انتشار : 1398/10/23 - 11:44 كد :23
رنگ در شهر

 طراحی شهری

همه کس، از کارشناس و متخصص گرفته تا شهروند ساده و عادی، از وضعیت نا به سامان شهرهایمان ناراضی اند، عناصر ناهمگون و ناهنجار گوناگونی در کنار هم به اغتشاشات محیط دامن می زنند. یکی از مهم ترین این عناصر، که به ندرت به صورتی آشکار با آن توجه می شود، رنگ است. رنگ بر خلاف فرم، حجم، نما و یا کف سازی، در لایه ای پنهان قرار دارد و بسیاری از ما هنگام طراحی یک فضا، شهر یا حتی بنا، کم تر به تأثیرات روانی آن می اندیشیم. در آیین نامه ها و ضوابط طراحی هم کم تر به مقوله ی رنگ پرداخته می شود. انتخاب رنگِ بناها و عناصر فضاهای شهری اغلب به سلیقه ی پیمانکار، صاحب ملک، مأمور خرید و یا اجناس موجود در بازار و حتی تصادف یا اتفاق واگذار می شود.

استاندارد ها

این موضوع به تازگی حتی عناصری از شهر را نیز که قاعدتاً دارای شناسه های رنگیِ خاص و استاندارد هستند، در بر می گیرد. از جمله این هاست شیرهای قرمز آتش نشانی که هر قطعه ی آن ها را به رنگی درآورده اند، و یا جداول خیابان و صندوق های پُست که هر روز رنگ جدیدی به خود می گیرند.
از سوی دیگر، بر خلاف گذشته که افراد سعی در فروتنی و درون گرایی داشتند و این موضوع در سادگی و بی پیرایه بودنِ نمای بناهایشان (چه از دید طرح و انتخاب مصالح، و چه رنگ آمیزی) دیده می شد، امروزه همه به دنبال تشخیص و تفاخر بیش تر هستند. استفاده ی فراوان از رنگ ها تند و متفاوت در پروفیل درها و پنجره ها تا شیشه های رفلکس با رنگ های تند و خیره کننده برای تک تک ما ملموس و آشنایند. این رنگ ها بر سر درگمی فرد در فضا می افزایند، چرا که هر رنگ دارای پیام و دارای بار معنایی خاصی ست. زمانی که بدون توجه به معانی نهفته در رنگ ها از آن ها استفاده شود، محیط به مکانی ناراحت کننده و ناخوشایند برای فرد بدل می گردد.
رنگ که خود عنصری هویتی و عاملی برای تقویت خوانایی ست، امروزه چنان در تمام شهرها و محله ها به صورت تصادفی و سلیقه ای به کار گرفته می شود که بخش های تازه ساخت شهری کویری و یا شهری در حاشیه ی دریای مازندران، تفاوت چندانی با شهر تهران ندارد. این اغتشاش و بی نظمی و بی هویتی در همه جا یکسان است و تنها از همین جنبه می توان میان شهرهایمان تجانس و تشابه یافت!
این در حالی ست که در هر شهر، بسته به اقلیم، مصالح بومی، فناوری و منابع تأمین مصالح و سلیقه ها و فرهنگ افراد، رنگ نماها، در و پنجره ها، مبلمان شهری، کف سازی، سقف و بام بناها و اصولاً تمامی عناصر شهری به رنگ های خاصی محدود می شود که به نوعی شناسنامه ی رنگی آن شهر به شمار می آید. از کنار هم گذاشتن این نمونه های رنگی می توان پالت رنگی شهر را تهیه کرد. رنگ های پالت رنگی شهر مطلوب در دامنه ای مشخص و هماهنگ قرار دارند و اکثراً دارای تناسبات رنگی با یکدیگرند.
زمانی که این پالت رنگی تعداد نامحدود و نامشخصی رنگ را که بی هدف و از جاهای مختلف در کنار هم جمع شده اند در بر می گیرند، مانند شهرهای ما و به ویژه در بخش هایی که به تازگی ساخته شده اند، به سرعت می توان این اغتشاش و بی نظمی را تشخیص داد و برای اصلاح و بهبود و هدایت نظام رنگی شهر اقدام کرد.

اثر گذاری رنگ

رنگ یکی از عناصر است که در کنار نور، بافت، فرم و شکل بر ادراک بصری افراد از محیط تأثیر مستقیم می گذارد؛ اما در عین حال شاید بیش از هر مقوله ی دیگری در طراحی، با آن به صورت تصادفی برخورد می شود.

رنگ ها دارای وزن ادراکی اند: رنگ های روشن سبک ترند و رنگ های تیره سنگین تر. رنگ سیاه در این مورد استثناست و خالی بودن را القا می کند. رنگ های متفاوت القا کننده ی مسافت و فاصله نیز هستند. رنگ های گرم نزدیک تر حس می شوند و فضا را تنگ تر می کنند، در حالی که رنگ های سرد دورترند و فضا را وسیع تر نشان می دهند. در ضمن باید توجه داشت که چگونگی در کنار هم قرار گرفتن رنگ ها و نقش ها زمینه نیز به این ابعاد تأثیر می گذارند.
ادراک رنگی در مجموع به سه عامل بستگی دارد:
۱- شرایط و محیطی که رنگ در آن دیده می شود.
۲- خصوصیات سطح جسم منعکس کننده، مانند بافت و توانایی آن برای جذب یا انعکاس نور.
۳- توانایی فرد برای ادراک رنگ ها.
روان شناسان مطالعات فراوانی روی تأثیر رنگ و نور بر ادراک ما و فضا و زمان انجام داده اند. همگان از تأثیر رنگ بر حس وزن (سبکی و سنگینی)، دما (گرمی و سردی)، فاصله (دوری و نزدیکی) و ابعاد (بزرگی و کوچکی) آگاه اند. حتی مقیاس زمان نیز در فضاهای دارای رنگ های مختلف، متفاوت است. برای مثال، شنوندگان سخنرانی در یک سالن آبی رنگ، آن را طولانی و کسل کننده می یابند؛ در حالی که همان سخنرانی در یک سالن سرخ رنگ، هیجان انگیز و کوتاه تر ارزیابی می گردد (پورتر و میکلیدس، ۱۹۷۶، ص ۱۴).
مجموع این عوامل باعث می شود تا صرف نظر از دیگر عوامل محیطی و خصوصیات فضایی، دو فضای یکسان با ترکیبات رنگی مختلف، تأثیرات کاملاً متفاوتی را بر ادراک انسان بگذارند. رنگ قرمز شدیداً بر دستگاه عصبی تأثیر می گذارد و موجب افزایش فشار خون ضرباهنگ تنفس و ضربان قلب می شود. این در حالی ست که رنگ آبی تأثیر کاملاً برعکس دارد. یکی از بررسی هایی که در نروژ انجام گرفت، مشخص ساخت که مردم در اتاق آبی رنگ درجه ی حرارت ترموستات دستگاه حرارتی خود را چهار برابر بالاتر از اتاقی قرمز با همان درجه ی حرارت تنظیم می کنند (پروتر ومیکلدیس، ۱۹۷۶، ص ۱۴).
مطالعه ای که در موسسه ی هنرهای معاصر در لندن انجام گرفت، نشان داد که خاصیت محرک بودن رنگ زرد چنان زیاد است که می تواند منجر به ویرانگری (وندالیسم)، به خصوص در کودکان، شود. در یک نمایشگاه اسباب بازی در اتاق هایی با رنگ های مختلف، وسایل موجود در اتاق زرد همه شکسته و خراب شده بودند. (پورتر و میکلیدس، ۱۹۷۶، ص ۱۴ و ۱۵).